• امروز : افزونه جلالی را نصب کنید.
  • برابر با : Thursday - 14 May - 2026
کل 148 امروز 0
1
واکاوی سه‌گانه‌ی «رضوی» در نقد بوروکراسی رانتی

توسعه، نان نیست که بخرند؛ جانی است که باید دمید!

  • کد خبر : 1198
  • ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۸:۳۸
توسعه، نان نیست که بخرند؛ جانی است که باید دمید!

سرویس حکمرانی: چرا تحول در لایه‌های مدیریتی ایران غالباً به «تغییر مهره‌ها» ختم می‌شود و به «تغییر قواعد بازی» نمی‌رسد؟ مرتضی سبحانی‌نیا، مدیر ارشد و فعال اجتماعی با بیست سال سابقه در لایه‌های حساس حاکمیتی (از وزارت کشور تا ارشاد)، در یک یادداشت دانشگاهی که برخاسته از مباحث استراتژیک کلاس «رهبری تحول» دکتر محمدرضا کریمی […]

سرویس حکمرانی: چرا تحول در لایه‌های مدیریتی ایران غالباً به «تغییر مهره‌ها» ختم می‌شود و به «تغییر قواعد بازی» نمی‌رسد؟

مرتضی سبحانی‌نیا، مدیر ارشد و فعال اجتماعی با بیست سال سابقه در لایه‌های حساس حاکمیتی (از وزارت کشور تا ارشاد)، در یک یادداشت دانشگاهی که برخاسته از مباحث استراتژیک کلاس «رهبری تحول» دکتر محمدرضا کریمی است، به این پرسش پاسخ می‌دهد. او با پیوند میان سیره معصومین (ع) و اندیشه‌های توسعه‌ای مرحوم دکتر حسین عظیمی، «سیستم‌عامل» اداره دولت را به چالش می‌کشد.

سه‌گانه‌ی تحول؛ از سنت الهی تا امنیت روانی

سبحانی‌نیا در این نوشتار با استناد به حدیثی از امام رضا (ع) که توسط دکتر کریمی تبیین شده، سه پیش‌شرط برای تحول حکمرانی برمی‌شمارد:

  • ستاریت الهی: که خروجی آن «امنیت روانی» در جامعه است. نویسنده معتقد است تا دولت از رویکرد کنترلی به سمت حمایت از حقوق مالکیت فکری حرکت نکند، نخبگان به جای «بصیرت»، به «تظاهر» روی می‌آورند.

  • مدارای نبوی: که زیربنای تعامل و همدلی اجتماعی است. در نگاه نویسنده، دولت آرمانی دولتی است که «زنده باد» را جایگزین نگاه حذفی کند.

  • صبر امامی: صلابتی سرافرازانه که تحول را یک «پروسه تمدنی» می‌بیند، نه یک «پروژه کوتاه‌مدت» برای بیلان‌سازی.

نقد دولت‌سالاری و اقتصاد «ضربه مغزی»

نویسنده با ارجاع به هشدار تاریخی دکتر عظیمی مبنی بر تزریق هزار میلیارد دلار نفت بدون رشد تولید سرانه، نتیجه می‌گیرد که مشکل دولت‌های ما نه کمبود منابع، بلکه «اشتباه نگرش در انتخاب اقتصادی» است. او تأکید می‌کند که آموزش، خودِ فرهنگ است و تا زمانی که آموزش ابتدایی ما «ضد توسعه» باشد، خروجی آن مدیری خواهد بود که منزلت را در تشریفات و خدمه می‌بیند.

سبحانی‌نیا در این مانیفست، مأموریت اصلی دولت‌ها را جراحی «نظام انگیزشی» و گذار از رهبریِ توزیع‌کننده رانت به رهبریِ بصیرت‌آفرین می‌داند.

مشروح این یادداشت به شرح زیر است :

توسعه، نان نیست که بخرند؛
جانی است که باید در نظام آموزشی دمید
!
(واکاوی مأموریت کلاسی درس مدیریت تحول در تلاقیِ سیره رضوی و بصیرت‌های تمدنیِ زنده یاد دکتر حسین عظیمی )

 

در میانه‌ی مباحث عمیقِ درس «رهبری تحول»، زمانی که جناب دکتر کریمی با ارجاع به یادداشت‌های راهبردی مرحوم دکتر حسین عظیمی، دریچه‌ای نو به روی ما گشودند و «آموزش» را هم‌سنگ و هم‌ارز با «فرهنگ» تعریف کردند، سؤالی بنیادین در ذهن بنده شکل گرفت: بیست سال تجربه‌ی اجرایی در لایه‌های حاکمیتی و اقتصادی کشور، کجای این معادله ایستاده است؟ این نوشتار، پاسخی است به دعوتِ استاد برای بررسیِ پیوندِ میانِ اخلاقِ رهبری و ساختارِ توسعه؛ تلاشی برای فهمِ این حقیقت که چرا تحول در ایران، غالباً در سطح باقی می‌ماند.

***

۱. سه‌گانه‌ی رضوی؛ زیرساختِ اخلاقیِ تغییر

دکتر کریمی در تحلیلِ پیش‌شرط‌های تحول، با استناد به حدیثی از امام رضا (ع) به مناسبت سالروز ولادت ایشان، سه خصلت را برای مومن برشمردند که ریشه در سنت خداوند، پیامبر (ص) و ائمه (ع) دارد. این سه‌گانه، دقیقاً همان جایی است که «رهبری تحول» از یک تکنیک مدیریتی به یک «رسالت تمدنی» بدل می‌شود:

  • سنت خداوند؛ ستار بودن: ثمره‌ی این خصلت، ایجاد «اعتماد و امنیت روانی» است. در کلاس آموختیم که مدیرِ تحول‌آفرین باید حافظِ آبروی سازمان و نیروهایش باشد. دکتر عظیمی نیز معتقد بود تا زمانی که «نهادهای حافظ امنیت» به «نهادهای حامی حقوق و آزادی فکری» بدل نشوند، اعتماد نهادینه نمی گردد و فرایند توسعه رخ نمی‌دهد. وقتی در سازمان های ما (از نفت و پتروشیمی تا ارشاد و …) اعتماد نباشد،امنیت روانی شکل نمی گیرد، نخبگان به جای «خلق بصیرت  و ثروت و شکوفایی خلاقیت و نوآوری»،که در هرم سلسله مراتب نیازهای انسانی آبراهام مازلو نیز تبیین شده است، به «تظاهر برای بقا» روی می‌آورند.
  • سنت پیامبر (ص)؛ مدارا و حُسن خلق: خروجی این خصلت، «تعامل، همدلی و اخلاق‌مداری» است. به اعتقاد  که آموزشِ راستین، همان فرهنگی است که مدارا را ترویج می‌کند. عظیمی نیز ریشه‌ی تورم و رکود را در «فرهنگ رانتی» می‌دید که در آن به جای تعامل علمی، «وفاداری کور» پاداش می‌گیرد. تحول یعنی خروج از بروکراسیِ صلب و ورود به ساحتِ همدلی و تعامل و مدارای نبوی برای بسط خرد و شکوفایی خلاقیت.
  • سنت ائمه (ع)؛ صبر و استقامت: خروجی این ویژگی، «صبر امیدوارانه و صلابت سرافرازانه» در مواجهه با سختی‌هاست. تحول، یک «پروژه» نیست، بلکه «پروسه‌ای» زمان‌بر است. مدیرانِ شتاب‌زده‌ که به دنبال رزومه‌سازی هستند، از این صلابت بی‌بهره‌اند. صبرِ امام، ریشه در بینشی دارد که می‌داند تحول از جنسِ کاشتنِ نهال و استقامت است، نه نصبِ بنر و نمایش و...

***

۲. آموزش، خودِ فرهنگ است؛ تحلیلِ اندیشه‌ی دکتر عظیمی

همان‌گونه که دکتر کریمی در کلاس اشاره فرمودند، بزرگترین خطای ما در دهه‌های اخیر، تصورِ سخت‌افزاری از توسعه بود. ما با تزریقِ پول نفت، کارخانه خریدیم، اما نظام آموزشی ما در ساخت «انسانِ توسعه‌یافته» و نهادینه سازی تفکر انتقادی و تفکر خلاق در مدارس ناکام بود.

دکتر عظیمی در یادداشت‌های مورد ارجاعِ کلاس، به درستی اشاره می‌کند که توسعه، آموختنی است. اگر آموزش را از فرهنگ جدا کنیم، به انسانی می‌رسیم که دکترا دارد اما فرهنگِ بستنِ کمربند ایمنی یا احترام به قانون و حفظ نظم را ندارد (همان مثالِ دقیق سیاساکتی در کلاس). عظیمی معتقد بود آموزشِ ابتدایی ما «ضد توسعه» است، چون کنجکاوی را می‌کُشد. تحول زمانی رخ می‌دهد که آموزش، نه یک سیستم حفظ‌محور، بلکه بستری برای «تغییر کیفیت رفتار انسان» و اعتلای حکمت باشد. این همان جایی است که آموزش، عینِ فرهنگ می‌شود.

***

۳. اقتصاد «ضربه مغزی» و رسالتِ دانشجوی تحول

تعبیرِ دکتر عظیمی از اقتصاد ایران به عنوان بیماری که دچار «ضربه مغزی» شده، در کلاسِ درسِ رهبری تحول معنای عمیق‌تری یافت. ما زنده هستیم، اما حرکتِ آگاهانه (بصیرت علمی) نداریم. رسالتی که جناب دکتر کریمی بر عهده‌ی ما (دانشجویان و همکاران) نهادند، جراحیِ همین عارضه است. ما باید از «برنامه‌ریزی دستوری» که خلاقیت را می‌کُشد، به سمت «برنامه‌ریزی تعاملی انتگرالی – هیبریدی برای حل مساله با تفکر خلاقانه و هسته‌های خط‌دهنده» کوچ کنیم. سازمان‌های ما باید از «خود-مشغولی» به سمت « ارزش آفرینی» حرکت کنند. مدیری که شأن خود را در تشریفات وریخت و پاش و خدمه و …می‌بیند — در واقع دچار «هبوطِ فرهنگِ تحول» شده است.

***

و اما جان کلام؛
 تحول در ایران، نه از مسیرِ تزریقِ پول، بلکه از مسیرِ تقویت خوآگاهی،خردورزی،ارتقای دانش فنی،خلاقیت و نظم می‌گذرد. بر اساسِ آموزه‌های کلاس و یادداشت‌های زنده یاد دکتر عظیمی، مأموریت ما ایجادِ یک «تحول بنیادین در مدیریت» است؛ تحولی که در آن فرهنگ گفتگوی سازنده به معنای تبادل افکار، احساسات و اطلاعات و هم اندیشی افکار و اندیشه ها جاری شود تا از این رهگذر خرد جمعی شکل گیرد و به جای مدیریت رانتی، به سمتِ رهبریِ «بصیرت‌آفرین و خالق ارزش و ثروت » حرکت کنیم.

این پروژه، میثاق‌نامه‌ی بنده با بیست سال تجربه‌ی اجرایی است که حالا در پرتوِ سیره رضوی و علمِ توسعه، فهمیده است: مدیرِ تحول، کسی نیست که دربِ اتاقش را با تکنولوژی های نو، برایش باز می‌کنند؛ مدیرِ تحول، «معمارِ تمدنِ جدید» است که تفکر خلاق،صبری امیدوارانه و صلابتی سرافرازانه دارد.

با احترام و ارادت مرتضی سبحانی‌نیا دانشجوی دکتری مدیریت و برنامه‌ریزی فرهنگی

***

منابع کلیدی مورد استناد در پروژه:

۱. عظیمی آرانی، حسین؛ ایران امروز در آینه مباحث توسعه، نشر سفیر.
۲. عظیمی آرانی، حسین؛ الزامات تحولات توسعه‌ای و ساختار نهادی حکومت.
۳. سرفصل‌های آموزشی دکتر محمدرضا کریمی در درس رهبری تحول (اردیبهشت ۱۴۰۵).

 

لینک کوتاه : https://dolatearmani.ir/?p=1198
  • نویسنده : مرتضی سبحانی‌نیا

برچسب ها

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.