مرتضی سبحانینیا، عضو شورای مرکزی جامعه جوانان متحد، در نامهای سرگشاده خطاب به مسعود پزشکیان، ضمن ابراز دلسوزی نسبت به مظلومیت و تنهایی رئیسجمهور در شرایط دشوار کنونی، از “سکوت” دولت در برابر فتنههای اخیر و “انفعال” دستگاه قضا در برخورد با مفاسد اقتصادیِ منتسب به برخی چهرههای نظامی و سیاسی بهشدت انتقاد کرد. این فعال سیاسی با ادبیاتی صریح ضمن هشدار نسبت به احاطه شدن دولت توسط “پیرمردان خسته” و “دامادهای رانتخوار”، راه عبور از بحران را نه در نظریهپردازی، بلکه در بازگشت به شیوه مدیریتی شهید رجایی و قطع یدِ غارتگرانِ بیتالمال دانست. // دولت آرمانی
مشروح نامه به شرح زیر است :
ریاست محترم جمهوری، جناب آقای دکتر پزشکیان و کارگزاران نظام
آقای دکتر پزشکیان! برادر عزیز!
در این روزهای پرالتهاب که غبار فتنه و دودِ بیتدبیری آسمان شهر را تیره کرده، پرسش صریح و بیپرده ما از شما این است: کجا ایستادهاید؟
شمایی که مدیریت را با کلام امیرالمؤمنین (ع) زینت میدادید و برای چینش کابینهتان بارها از «هماهنگی با رهبری» هزینه کردید، امروز که نوک پیکان زهرآگین دشمن، عمود خیمه انقلاب و شخص رهبری را نشانه رفته است، در کدام سنگر سکوت گزیدهاید؟ رسمِ ناپسندِ جریان مدعی اصلاح همین بوده که در بزنگاههای خطر -که محصولِ ناکارآمدیِ اجرایی خودشان است- ناگهان از عرصه پاسخگویی غیب میشوند و بارِ سنگینِ دفاع از امنیت را بر دوش جوانان مظلوم حزباللهی و نیروهای انتظامی میاندازند. این رسمِ مردانگی و فتوت در میدان سیاست نیست.
آقایِ مسعودِ نهجالبلاغه خوان!
بدانید که حکمرانی با “نظریه” پیش نمیرود، با “اراده” پیش میرود. اگر امروز خونی از دماغ کسی بریزد، چه از مردم معترض و چه از مدافعان امنیت، مسئولیت شرعی آن مستقیماً متوجه کسانی است که با انفعالِ خود، فرصتِ جولان را به بدخواهان دادند. مگر نمیدانید که گلایه مردم “حق” است؟ مگر صدای خرد شدن استخوانهای طبقه مستضعف زیر چرخدنده تورم و بیثباتی را نمیشنوید؟ مردم ما بصیرند و فرق میان “فتنه دشمن” و “ناله از سر درد” را میفهمند. آنچه موجب بقای نظام است، شعارهای دهانپرکن نیست؛ بلکه عملِ صالحِ کارگزارانی است که باید مقدمهی “دولت اسلامی” باشند. دولتمردی که سفرهاش از مردم جدا شد، هرچقدر هم پیشانیاش پینه بسته باشد، نسبتی با انقلابِ خمینی (ره) ندارد.
آقای رئیسجمهور!
ما دلسوزان انقلاب، بیتعارف میگوییم: دلمان برای شما و مظلومیتی که دارید میسوزد! میبینیم که در میان امواج سهمگین مشکلات تنها ماندهاید. اما آنچه این دلهای نگران را تسکین میدهد، یادآوری این حقیقت است که شما خودتان آگاهانه پذیرفتید در خط مقدم اداره کشور باشید. این “پذیرش”، عهد و میثاقی است که عذر و بهانه را برنمیتابد.
دردِ ما از “تنهایی” شما نیست؛ دردِ ما از “یارانِ سستی” است که بر آنها تکیه زدهاید. لحظهای چشمهایتان را ببندید و فکر کنید اکنون سال ۱۳۵۷ است. مگر انقلاب با پیرمردانِ خسته و محافظهکار پیروز شد؟ خیر! این کشور را جوانان ۲۷ و ۲۸ سالهای چون رجاییها، تندگویانها، موسی کلانتریها، محمود قندیها و دیالمهها ساختند؛ همانهایی که نه کیسهای برای دنیا دوخته بودند و نه سودای زراندوزی داشتند.
چرا امروز دور خودتان را با خستگانی پر کردهاید که یا خودشان دنیازدهاند و یا ارادهای برای بستنِ راه بر اطرافیانشان ندارند؟ هشدار میدهیم! امروز خطرِ «دامادهای رانتخوار» و نورچشمیهایی که اشتهای سیریناپذیر دارند، از هر دشمن خارجی مهلکتر است. علیکم به دامادها! که گوی سبقت را در دستاندازی به بیتالمال از آقازادهها ربودهاند. آیا رواست که انقلاب به دست کسانی بیفتد که سفره را برای “تولههای” اقتصادی و وابستگان خود پهن کردهاند؟
و اما سخنی با قوه قضائیه و مدعیان مبارزه با فساد؛
ما دلسوزان انقلاب صریح میگوییم: تیغِ عدالتتان کُند شده است! چرا صدای مهیبِ برخورد با دانهدرشتها و یقهسفیدها به گوش نمیرسد؟ مردم میپرسند چرا دزدانِ بیتالمال که در پناهِ هلدینگهای اقتصادی و شرکتهای پتروشیمی لانه کردهاند، مصونیت آهنین دارند؟
این چه آفتی است که تا میخواهیم با فسادِ فلان مدیرِ رانتخوار مبارزه کنیم، نامِ فلان “سردار” و بهمان “امیر” به میان میآید؟ مگر لباس مقدس سربازیِ اسلام، ردایِ پنهانکاری برای چپاولگران است؟ ما به عنوان فرزندان این انقلاب، ننگ میدانیم که احدی جرأت کند با سوءاستفاده از عناوین مقدس نظامی، ماهی دهها میلیارد تومان از جیب این ملت غارت کند و کسی جلودارش نباشد. این سکوت و محافظهکاری در برابر “فسادِ خودیها”، خیانت به خون شهداست.
آقایان مسئول!
اینگونه رفتارهاست که بذر ناامیدی میپاشد. بترسید از روزی که صبر نجیبانه این ملت لبریز شود و کار به جایی برسد که دلسوزانِ واقعی و پابرهنگانِ انقلاب، ناچار شوند فریادِ تاریخیِ سال ۴۲ امام راحل را سر دهند که: «ای علمای اسلام به داد اسلام برسید… رفت اسلام!»
امروز، روزِ امتحانِ صداقت شماست. یا حسینیوار وارد میدان شوید و ریشههای فساد و ناکارآمدی را -ولو در نزدیکان خود- قطع کنید، یا تاریخ نام شما را در زمره کسانی خواهد نوشت که انقلاب را به مسلخِ مصلحتاندیشی بردند.
والسلام علی من اتبع الهدی















