قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، صرفاً مجموعهای از مواد حقوقی برای اداره امور داخلی کشور نیست؛ این سند، در عین سادگی ساختاری، حامل پیامی روشن برای جهان است: ایران میخواهد مستقل بماند، عادلانه رفتار کند و با حفظ کرامت انسانها، در نظام بینالملل نقشآفرین باشد.
در دل ۱۷۷ اصل قانون اساسی، مفاهیمی دیده میشود که آن را به متنی قابل گفتوگو با جهان تبدیل کرده است. تأکید بر کرامت انسانی، منع شکنجه، اصل برائت، حق دادرسی عادلانه و برابری اقوام و شهروندان، نشان میدهد که عدالت و حقوق انسان در این قانون، صرفاً یک شعار سیاسی نیست، بلکه مبنای حقوقی دارد.
از سوی دیگر، قانون اساسی ایران با صراحت، سلطهگری و سلطهپذیری را نفی میکند. تجربه تاریخی ملت ایران در مواجهه با قدرتهای خارجی، به اصولی تبدیل شده که امروز در متن قانون اساسی دیده میشود؛ اصولی که استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور را خط قرمز میدانند و اجازه نمیدهند منابع و سرنوشت ملت، موضوع معامله قرار گیرد.
نکته مهمتر آن است که این تأکید بر استقلال، به معنای انزوا نیست. قانون اساسی ایران، مسیر تعامل مسالمتآمیز با جهان را نیز روشن کرده است. حمایت از مظلومان، تلاش برای عدالت و صلح جهانی و در عین حال، احترام به حاکمیت کشورها و پرهیز از دخالت در امور داخلی دیگران، تصویری متعادل از سیاست خارجی ایران ارائه میدهد.
در حوزه روابط بینالملل، قانون اساسی چارچوبی شفاف برای انعقاد معاهدات و توافقات خارجی تعریف کرده است؛ توافقهایی که تنها در صورت تصویب نهادهای قانونی کشور معتبرند. این رویکرد، هم مانع تصمیمهای پرهزینه و پشتپرده میشود و هم از منافع ملی و حاکمیت کشور حفاظت میکند.
در مجموع، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران سندی است که هم از هویت ملی و دینی کشور پاسداری میکند و هم ظرفیت حضور فعال و اخلاقمحور ایران در جهان را فراهم میسازد. پاسداشت این قانون، نهتنها احترام به رأی و کرامت ملت ایران است، بلکه نشانهای از تعهد کشور به عدالت، استقلال و مسئولیتپذیری در عرصه بینالمللی به شمار میرود.
سعید درگاهپور
کارشناس حقوق بینالملل















