• امروز : افزونه جلالی را نصب کنید.
  • برابر با : Tuesday - 10 March - 2026
کل 147 امروز 0
12
به قلم یک کارشناس پیشکسوت مرزی وزارت کشور

کریدور زنگزور؛ گرهی که باید با دستان ایرانی باز شود

  • کد خبر : 1043
  • ۲۴ مرداد ۱۴۰۴ - ۱۲:۴۳
کریدور زنگزور؛ گرهی که باید با دستان ایرانی باز شود
من که سال‌ها عمر خود را در سنگر حراست از مرزهای این آب و خاک صرف کرده‌ام، آموخته‌ام که مرز، صرفاً یک خط روی نقشه نیست؛ مرز، ناموس وطن، تاریخ زنده و شاهرگ حیات یک ملت است. امروز، در پیچیدگی‌های ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی، شاهد طرحی هستیم که این مفاهیم بنیادین را نشانه گرفته است: «کریدور زنگزور». این نام، دیگر اسم یک جاده‌ی فرضی نیست؛ بلکه اسم رمز یک طراحی خطرناک برای تغییر موازنه‌ی قدرت در همسایگی ما و تنگ کردن حلقه محاصره بر ایران است.

به قلم یک کارشناس پیشکسوت مرزی وزارت کشور

من که سال‌ها عمر خود را در سنگر حراست از مرزهای این آب و خاک صرف کرده‌ام، آموخته‌ام که مرز، صرفاً یک خط روی نقشه نیست؛ مرز، ناموس وطن، تاریخ زنده و شاهرگ حیات یک ملت است. امروز، در پیچیدگی‌های ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی، شاهد طرحی هستیم که این مفاهیم بنیادین را نشانه گرفته است: «کریدور زنگزور». این نام، دیگر اسم یک جاده‌ی فرضی نیست؛ بلکه اسم رمز یک طراحی خطرناک برای تغییر موازنه‌ی قدرت در همسایگی ما و تنگ کردن حلقه محاصره بر ایران است.

در چنین بزنگاه حساسی، این کلام نافذ و حکیمانه رهبر معظم انقلاب اسلامی است که همچون چراغی، مسیر را روشن می‌سازد:

«جمهوری اسلامی ایران این مسیر را به ضرر ارمنستان و منطقه می‌داند.»

این جمله، یک موضع‌گیری سیاسی صِرف نیست؛ بلکه عصاره‌ی ده‌ها سال تجربه در رصد تحرکات بیگانگان و درک عمیق از امنیت ملی است. این یک اتمام حجت تاریخی است که از گلوی حافظ امنیت و اقتدار ایران برمی‌آید.

 

چرا زنگزور، خنجری بر پهلوی امنیت ملی ماست؟

برای ما ایرانیان، مرز مشترک با ارمنستان تنها یک همسایگی ساده نیست؛ این مرز، پل تاریخی و راهبردی ما به سوی قفقاز، دریای سیاه و اروپاست. «کریدور زنگزور» با حذف حاکمیت ارمنستان بر این باریکه، عملاً این پل ارتباطی را فرو می‌ریزد و ایران را از شمال محصور می‌کند. این یعنی:

  • بریدن شریان حیاتی: از دست دادن دسترسی مستقیم به بازارهای شمالی و کریدورهای ترانزیتی که حق طبیعی و تاریخی ماست.
  • تضعیف عمق راهبردی: محدود شدن نفوذ و نقش‌آفرینی ایران در منطقه‌ای که با تاریخ، فرهنگ و امنیت ما گره خورده است.
  • باز شدن پای بیگانه: مهم‌تر از همه، ایجاد یک منطقه تحت کنترل بیگانگان در حیاط خلوت ما که می‌تواند به اهرم فشار سیاسی، امنیتی و اقتصادی علیه ایران تبدیل شود.

تجربه تلخ تاریخ معاصر، از عهدنامه‌های ننگین قاجار تا فتنه‌های رنگارنگ قرن بیست‌ویکم، یک درس را به ما گوشزد می‌کند: هرگاه سرنوشت یک مسیر راهبردی از دست ملت‌های منطقه خارج شد، استقلال و امنیت قربانی مطامع قدرت‌های بزرگ گشت.

 

فتنه‌ای با امضای آشنای واشنگتن

کسانی که دستی بر آتش تحولات جهانی دارند، به‌خوبی ردپای آشنای کاخ سفید را در این پروژه می‌بینند. سناریوی همیشگی «بحران‌سازی برای مدیریت بحران» بار دیگر در حال اجراست. آمریکا و متحدانش می‌کوشند با شعله‌ور کردن آتش اختلاف، خود را در نقش ناجی و میانجی قالب کرده و در نهایت، مهره‌های بازی را به سود خود بچینند. هدف نهایی روشن است: مهار ایران، به حاشیه راندن روسیه و ایجاد یک پایگاه نفوذ در قلب اوراسیا.

 

این نسخه را برای همسایگان هم پیچیده‌اند!

این توهم است که کسی تصور کند از این آتش، گرمایی به خانه او خواهد رسید. این طرح برای همه بازیگران منطقه زیان‌بار است:

  • روسیه: نقش تاریخی و موازنه‌گر خود را در قفقاز جنوبی از دست می‌دهد و جایگاهش تضعیف می‌شود.
  • ارمنستان: با وعده‌های پوچ توسعه، تکه‌ای از حاکمیت و استقلال خود را، که خون‌ها برایش داده شده، واگذار می‌کند.
  • گرجستان: به حاشیه رانده شده و سهم خود از ترانزیت منطقه را از دست می‌دهد.
  • حتی ترکیه: اگرچه در ظاهر برنده به نظر می‌رسد، اما در بلندمدت، رؤیای «جهان ترک» را به مدیریت و کنترل غرب خواهد باخت و به یک مجری ساده تقلیل می‌یابد.

هشدار داهیانه رهبری مبنی بر اینکه «هرگونه تغییر در مرزهای منطقه، جرقه‌ی تغییرات خطرناک‌تر است»، یک تحلیل دقیق و آینده‌نگرانه است. این یک قانون اثبات‌شده در تاریخ است: مرزهایی که با زور و فشار خارجی جابجا شوند، هرگز روی آرامش و ثبات را نخواهند دید.

 

تکلیف ما؛ از دیپلماسی هوشمند تا جهاد اقتصادی

در برابر این طراحی پیچیده، انفعال و نظاره‌گری، گناهی نابخشودنی است. وظیفه ملی ما در سه حوزه تعریف می‌شود:

  1. دیپلماسی فعال و تهاجمی: دستگاه دیپلماسی باید با تمام قوا وارد میدان شده و با شفاف‌سازی ابعاد خطرناک این طرح برای کشورهای منطقه، یک جبهه واحد منطقه‌ای علیه نفوذ بیگانه تشکیل دهد. باید تضمین حاکمیت کامل ارمنستان و حقوق ترانزیتی ایران، خط قرمز مذاکرات باشد.
  2. پیوندهای ناگسستنی اقتصادی: بخش خصوصی و نهادهای اقتصادی کشور باید با سرمایه‌گذاری‌های مشترک و تعریف پروژه‌های راهبردی با همسایگان شمالی، به‌ویژه ارمنستان، چنان شبکه‌ای از منافع مشترک بتنند که هیچ قدرتی قادر به گسستن آن نباشد.
  3. جهاد تبیین در رسانه: نخبگان و رسانه‌های ما وظیفه دارند نقاب فریبنده «توسعه» را از چهره این پروژه کنار زده و به مردم منطقه و جهان نشان دهند که این کریدور در نسخه غربی‌اش، نه جاده‌ی رفاه، که اتوبان سلطه و ناامنی است.

کریدور زنگزور تنها یک قطعه پازل ژئوپلیتیک نیست؛ یک آزمون بزرگ تاریخی برای غیرت ملی و هوشمندی راهبردی ماست. این آزمون نشان خواهد داد که آیا ایران امروز، همچون همیشه، قادر است از تمامیت ارضی، عزت ملی و جایگاه تمدنی خود دفاع کند یا خیر.

در این مسیر پرفراز و نشیب، کلام رهبری نه یک شعار، که یک نقشه راه دقیق برای پاسداری از آینده ایران و ایرانی است. گره زنگزور باید در تهران و پایتخت‌های منطقه باز شود، نه در واشنگتن. این تقدیر ملتی است که قرن‌هاست لنگر ثبات و امنیت این منطقه بوده و خواهد بود.

لینک کوتاه : https://dolatearmani.ir/?p=1043
  • نویسنده : مرتضی سبحانی‌نیا

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 2در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.